داستان زندگی هانری دونان و شکل گیری سازمان صلیب سرخ
به گزارش مجله پیکورو، در ژوئن سال 1859 میلادی، بازرگانی سوئیسی در مسیر سفر کاری خود با صحنه ای روبه رو شد که مسیر تاریخ بشریت را تغییر داد. هانری دونان (Henry Dunant) که برای ملاقات با امپراتور فرانسه به ایتالیا رفته بود، ناگهان خود را در میان بیش از چهل هزار سرباز مجروح و رهاشده در نبرد سولفرینو (Battle of Solferino) یافت. این مواجهه غیرمنتظره، مردی ثروتمند و جاه طلب را به معمار بزرگ ترین شبکه امدادرسانی دنیا تبدیل کرد. او با پایه گذاری سازمان صلیب سرخ (Red Cross) و تدوین نخستین قوانین بین المللی حمایت از قربانیان جنگ، مفهومی تازه از انسان دوستی خلق کرد. با این حال، سرنوشت خود او با تلخی، ورشکستگی و فراموشی طولانی مدت گره خورد. آنالیز زندگی این چهره برجسته نشان می دهد که چگونه ایده ای فردی می تواند مرزهای جغرافیایی و سیاسی را درنوردد و ساختاری دنیای بسازد.
چگونه مردی که توانست دوازده کشور جهان را برای امضای پیمانی تاریخی متحد کند، ناگهان از سازمانی که خود ساخته بود کنار گذاشته شد؟ آیا پایداری سرسختانه او بر اصل بی طرفی مطلق، علت اصلی شکاف میان او و دیگر رهبران سوئیسی بود؟ چرا بنیان گذار نخستین جایزه صلح نوبل (Nobel Peace Prize) باید بیش از دو دهه از عمر خود را در فقر، آوارگی و گمنامی سپری کند؟ پاسخ به این پرسش ها، ابعاد ناگفته ای از پشت پرده سیاست، رقابت های فردی و چالش های نهادسازی در قرن نوزدهم را آشکار می سازد و چرایی اهمیت ماندگار اندیشه او را پس از گذشت بیش از یک سده توضیح می دهد.
پاسخ سریع: خاستگاه ایده صلیب سرخ و نقش هانری دونان
ایده تشکیل سازمان صلیب سرخ بر پایه یک اصل ساده اما بنیادین بنا شد: سرباز زخمی و ناتوان در میدان نبرد دیگر دشمن به حساب نمی آید و باید بدون در نظر گرفتن تابعیتش مداوا گردد. هانری دونان پس از مشاهده شرایط اسفبار مجروحان در نبرد سولفرینو، کتابی با عنوان به یاد سولفرینو منتشر کرد و پیشنهاد داد تشکل های داوطلب و بی طرف در زمان صلح آموزش ببینند تا هنگام بروز جنگ به کمک پزشکان نظامی بشتابند. این پیشنهاد اولیه به سرعت توجه رهبران اروپا را جلب کرد و در سال 1863 میلادی به تشکیل کمیته ای انجامید که بعدها کمیته بین المللی صلیب سرخ (International Committee of the Red Cross) نام گرفت.
موفقیت کلیدی دونان در جلب حمایت دیپلماتیک کشورهای قدرتمند و امضای پیمان 1864 ژنو (Geneva Convention) بود. این معاهده حقوقی بین المللی، امنیت کادر درمان، بیمارستان های صحرایی و مجروحان جنگی را تضمین می کرد و نشان صلیب سرخ روی زمینه سفید را علامت رسمی بی طرفی دانست. اثر مستقیم این معاهده، تغییر اساسی در نحوه رفتار با اسیران و مجروحان در تمام جنگ های پس از آن بود و پایه ای پایدار برای حقوق بین الملل بشردوستانه پدید آورد که تا امروز نیز اعتبار خود را حفظ نموده است.
با وجود این دستاورد کم نظیر، پرسش های بزرگی درباره علل سقوط دونان به ورطه فقر و فراموشی وجود دارد. چه عواملی باعث شد مردی با چنین نفوذ اجتماعی گسترده ای، تمام سرمایه خود را ببازد و همکاران نزدیکش او را طرد نمایند؟ بازگشت دوباره او به صحنه عمومی پس از سال ها گمنامی و مسیر پرفراز و نشیبی که تا دریافت نخستین جایزه صلح نوبل طی کرد، زوایای جالب توجهی از سرگذشت او را نشان می دهد که آنالیز آن ها درک دقیق تری از حوادث آن دوران به دست می دهد.
شرایط امدادگری نظامی و درمان زخمی ها پیش از قرن نوزدهم
پیش از شکل گیری جنبش صلیب سرخ، خدمات پزشکی در میدان های جنگ بسیار اندک و آشفته بود. در ارتش های قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، یگان های درمانی نه امکانات کافی داشتند و نه قانونی برای حمایت از آن ها در برابر آتش دشمن وجود داشت. مجروحان جنگی پس از خاتمه نبرد روزها در میدان رها می شدند و به علت نبود مراقبت های اولیه، عفونت زخم و نرسیدن آب و غذا جان می دادند. نیروهای پیروز نیز معمولاً تنها به درمان سربازان خود می پرداختند و آسیب دیدگان طرف مقابل را بی پناه رها می کردند.
نبود ساختاری منسجم و بی طرف برای نجات آسیب دیدگان، تلفات انسانی جنگ ها را بسیار سنگین تر می کرد. پزشکان برجسته ای در ارتش های گوناگون کوشیدند شرایط درمان صحرایی را سامان دهند، اما کوشش هایشان مقطعی و محدود به مرزهای کشور خودشان بود. نبود منشور حقوقی الزام آور میان دولت ها باعث می شد که کالسکه حمل مجروحان و درمانگاه های صحرایی نیز هدف توپخانه قرار گیرند. این شرایط تلخ نشان می داد که جامعه جهانی برای مهار پیامدهای مرگبار جنگ های مدرن، به پیمانی بین المللی و فراملی احتیاج دارد.
ریشه های خانوادگی و تربیت خیرخواهانه در ژنو
هانری دونان در هشتم مه 1828 میلادی در شهر ژنو (Geneva) سوئیس در خانواده ای سرشناس و پایبند به باورهای اخلاقی به جهان آمد. پدرش بازرگانی سرشناس و عضو شورای شهر بود و مادرش بخش زیادی از وقت خود را صرف رسیدگی به بیماران و احتیاجمندان می کرد. این فضای خانوادگی از همان کودکی بذر همدلی با دردمندان و مسئولیت پذیری اجتماعی را در فکر هانری کاشت. او از نوجوانی همراه پدر و مادرش به عیادت بیماران و رسیدگی به خانواده های تنگدست می رفت و نوع دوستی را در عمل تجربه کرد.
با آنکه دونان تحصیلات دبیرستان را نیمه کاره گذاشت، ارتباطاتی قوی و روحیه ای پرانرژی داشت. او در هجده سالگی وارد انجمن های خیریه شد و در بیست و چهار سالگی پس از خاتمه کارآموزی در بانکی معتبر، پای به میدان تجارت گذاشت. اشتیاق او به کارآفرینی و توسعه طرح های بزرگ مالی باعث شد چند سال بعد شرکتی برای فراوری آرد در شمال آفریقا تاسیس کند. همین کوشش برای جلب حمایت تجاری از دربار فرانسه بود که خاتمه او را به دشت خونین سولفرینو رساند.
رویداد خونین سولفرینو و نقطه عطف زندگی دونان
در سال 1859 میلادی، دونان سی و یک ساله برای حل گره های اداری و دریافت امتیاز زمین های زراعی خود در الجزایر، راهی ملاقات با ناپلئون سوم شد. امپراتور فرانسه در آن مقطع فرماندهی ارتش را در جنگ با امپراتوری اتریش در شمال ایتالیا در دست داشت. دونان در ژوئن همان سال درست زمانی به روستای سولفرینو رسید که نبردی بزرگ میان بیش از سیصد هزار سرباز شعله کشیده بود. پیکار سنگین پس از ساعت ها درگیری فروکش کرد و بیش از چهل هزار کشته و زخمی زیر تابش تند آفتاب بر زمین ماندند.
تماشا پیکرهای خونین و شنیدن ناله های بی خاتمه سربازانی که بدون پانسمان و جرعه ای آب روی خاک جان می دادند، دونان را دگرگون کرد. او هدف بازرگانی اش را کنار گذاشت و همه توان خود را برای برپایی سازوکاری امدادی به کار گرفت. دونان با کمک زنان منطقه و کشیشان محلی، کلیساها و خانه ها را به درمانگاه های موقت تبدیل کرد و از مردم خواست بدون توجه به لباس و زبان مجروحان، جانشان را نجات دهند. عبارت معروف همه برادریم (Tutti fratelli) در همین روزها بر زبان امدادگران محلی جاری شد.
کتاب به یاد سولفرینو و بذر جنبش بین المللی
دونان پس از بازگشت به سوئیس نتوانست خاطره دهشتناک مجروحان سولفرینو را از یاد ببرد. او در سی و چهار سالگی توضیح وقایع و راهکارهای اجرایی خود را در کتابی با عنوان به یاد سولفرینو (A Memory of Solferino) با هزینه شخصی منتشر کرد. این اثر روایتی تکان دهنده از مصائب آسیب دیدگان جنگ بود و همزمان دو پیشنهاد عملی ارائه می داد: ایجاد جمعیت های داوطلب امدادی در دوران صلح و عقد پیمانی بین المللی برای حفظ جان این نیروها در زمان نبرد.
ارسال نسخه های کتاب برای شاهان، سیاستمداران و فرماندهان نظامی در سراسر قاره اروپا بازتاب وسیعی پیدا کرد. نگارش دقیق و واقع بینانه دونان سبب شد طرح او از متنی احساسی فراتر رود و در قالب برنامه ای اجرایی روی میز کار دیپلمات ها قرار گیرد. این کتاب سنگ بنای جنبشی شد که به سرعت از سوئیس فراتر رفت و تحولی عمیق در حقوق بین الملل و اخلاق جنگ رقم زد.
امضای کنوانسیون ژنو و شکل گیری ساختار حقوقی امدادرسانی
کوشش های پیگیر دونان در کنار چهار شخصیت برجسته ژنو، از جمله گوستاو موانیه (Gustave Moynier)، به تشکیل کمیته ای پنج نفره انجامید که بعدها به نام کمیته بین المللی صلیب سرخ شناخته شد. دونان به مرکز های اروپایی سفر کرد و با ملاقات با سران قدرت، آنان را متقاعد ساخت تا نمایندگان تام الاختیار خود را برای امضای عهدنامه ای جمعی اعزام نمایند. این دیپلماسی فشرده در اوت 1864 میلادی به نتیجه رسید و کنفرانس ژنو با حضور فرستادگان شانزده کشور تشکیل شد.
خاتمه دوازده کشور نخستین پیمان نامه ژنو را امضا کردند که بر پایه آن، مصونیت کامل مراکز درمانی و امدادگران در صحنه پیکار رسمیت یافت. این پیمان همه دولت ها را ملزم می ساخت تا با آسیب دیدگان نبرد، فارغ از وابستگی نظامی، رفتاری انسانی در پیش گیرند. نشان صلیب سرخ بر بستری سفید، برگرفته از رنگ های واژگون پرچم سوئیس، به عنوان علامت رسمی بی طرفی پذیرفته شد و دورانی نو در تاریخ حقوق بشردوستانه شروع گشت.
اختلاف نظر در مدیریت و ورشکستگی مالی دونان
با وجود توسعه سریع پیمان ژنو، دیدگاه های اعضای مؤسس درباره شیوه اداره سازمان از هم فاصله گرفت. دونان ایده پردازی آرمان خواه بود که بر بی طرفی خدشه ناپذیر، پوشش جهانی و حمایت از اسیران جنگی اصرار داشت، در حالی که گوستاو موانیه حقوق دانی عمل گرا بود و بر رویه های سخت اداری پای می فشرد. این تفاوت دیدگاه پیوند میان آن دو را تیره کرد و سبب شد دونان در حلقه تصمیم گیران تنها بماند.
در همان روزها، کسب وکار بازرگانی دونان در شمال آفریقا به علت نابسامانی های محلی و ناکامی های مالی از پا عایدی. در سال 1867 میلادی، شرکت او اعلام ورشکستگی کرد و دادگاه ژنو علیه او حکم داد. زیان سنگین مالی و سقوط اعتبار اجتماعی اش در ژنو، دستاویزی شد تا رقبای اداری، او را از دبیری کمیته صلیب سرخ کنار بگذارند. دونان که ثروت و جایگاه پیشین را یکجا باخته بود، ناچار زادگاهش را ترک گفت.
دوران طرد، آوارگی و زندگی در غربت و تنگدستی
خروج از ژنو سرشروع بیش از دو دهه دربه دری برای پایه گذار صلیب سرخ بود. دونان سال ها در شهرهایی چون پاریس، لندن و اشتوتگارت در نداری و انزوا سر کرد. او روزگار را با اندک مستمری دوستانش سپری می کرد و گاه ناگزیر شب ها روی نیمکت های پارک می خوابید و جامه های مندرس می پوشید. با وجود این تلخ کامی ها، هیچ گاه دغدغه های انسانی اش خاموش نشد و به نگارش آثاری درباره صلح، خلع سلاح و ایجاد دادگاه های داوری بین المللی ادامه داد.
در تمام این دوران، نام هانری دونان از اسناد رسمی صلیب سرخ کنار رفت و همکاران پیشین در ژنو سهم او را در پایه گذاری این نهاد ناچیز جلوه می دادند. در سال 1887 میلادی، دونان رنجور از بیماری های تن و روان، به روستای کوچک هایدن (Heiden) در سوئیس پناه برد. او در خانه سالمندان این روستا ساکن شد و سال ها دور از چشم همگان در سکوت زیست، در شرایطی که نهادِ برآمده از اندیشه او در سراسر جهان توسعه می یافت.
بازشناسی دوباره دونان به دست روزنامه نگاری سوئیسی
در سال 1895 میلادی، اتفاقی نامنتظر مسیر زندگی دونان را دگرگون کرد. جورج بومبرگر (Georg Baumberger)، سردبیر روزنامه شرق سوئیس، هنگام سفر به هایدن از حضور این پیرمرد سالخورده در خانه سالمندان باخبر شد. او پس از گفت وگو با دونان و آنالیز مستندات گذشته، مقاله ای خواندنی درباره بنیان گذار واقعی صلیب سرخ و سرگذشت دردناکش به چاپ رساند. این گزارش در مطبوعات اروپا دست به دست شد و شرمندگی افکار عمومی را برانگیخت.
بازتاب این مقاله سبب شد نهادهای بین المللی و چهره های برجسته به ستایش از دونان برخیزند. نامه های قدردانی، نشان های رسمی و هدایای نقدی از سوی دربارهای اروپایی روانه اتاق کوچک او در هایدن شد. این توجه دوباره، غبار سال ها بی مهری را زدود و جایگاه واقعی دونان را به عنوان یکی از بزرگ ترین چهره های اصلاح گر تاریخ مدرن تثبیت کرد.
نخستین جایزه صلح نوبل و میراث ماندگار دونان
اعاده حیثیت تاریخی از دونان در سال 1901 میلادی به اوج رسید؛ هنگامی که کمیته نوبل نخستین جایزه صلح تاریخ را به طور مشترک به او و فردریک باسی (Frédéric Passy)، پایه گذار اتحادیه صلح فرانسه، اعطا کرد. کمیته نوبل در بیانیه خود گفت که هیچ فردی برای دریافت این نشان شایسته تر از دونان نیست، چرا که او با راه اندازی این شبکه بین المللی، گامی تاریخی در مسیر برادری میان ملت ها برداشت. این جایزه پاسخی ماندگار به دهه ها انزوا و سکوت تحمیلی بود.
دونان تا خاتمه زندگی به دارایی حاصل از جایزه نوبل دست نزد و کل آن را در حساب بانکی اش نگه داشت. او وصیت کرد این دارایی پس از مرگ میان نهادهای خیریه سوئیس و تامین تخت های رایگان برای احتیاجمندان در خانه سالمندان هایدن هزینه گردد. هانری دونان در سی ام اکتبر 1910 میلادی در هشتاد و دو سالگی چشم از جهان فروبست و بر اساس خواسته اش در آرامگاهی ساده و بدون تشریفات دفن شد، اما ساختاری که بنیان گذاشت امروز پناهگاه جان میلیون ها انسان در سراسر جهانست.
نماد معکوس پرچم سوئیس و فلسفه بی طرفی صلیب سرخ
گزینش نمادی معین برای سازمانی که در کانون درگیری ها فعالیت می کرد، حساس ترین تصمیم گردهمایی ژنو در سال 1864 بود. بنیان گذاران این نهاد نشانه ای می خواستند که از فاصله های دور تشخیص داده گردد و مفهوم بی طرفی مطلق را برساند. آنان به نشانه سپاس از مهمان نوازی سوئیس و سنت صلح طلبانه این سرزمین، رنگ های پرچم ملی سوئیس را جابه جا کردند و صلیبی سرخ بر پارچه ای سفید نشاندند.
این طرح ساده بار حقوقی سترگی در قوانین بین المللی بر دوش داشت. نشان صلیب سرخ در مقررات جنگی نه علامتی دینی، بلکه سپری حفاظتی به شمار می رفت تا امدادگران، آمبولانس ها و درمانگاه ها را از گزند نبرد در امان دارد. حفظ اصل بی طرفی ظاهری و سازمانی، عامل اصلی ورود امن این نهاد به منطقه ها جنگ زده و جلب اعتماد دو طرف نبرد در سده های بیستم و بیست و یکم بوده است.
فلورانس نایتینگل و همزمانی اصلاحات امداد پزشکی در قرن نوزدهم
دگرگونی در شیوه مداوای سربازان مجروح تنها به اقدامات دونان در ژنو خلاصه نمی شد، بلکه همزمان با او جنبش های دیگری نیز در گوشه وکنار جهان پا می گرفت. بارزترین نمونه، اقدامات فلورانس نایتینگل (Florence Nightingale) در جریان جنگ کریمه (Crimean War) در دهه 1850 میلادی بود. نایتینگل با ساماندهی پرستاران داوطلب و بهبود بهداشت در بیمارستان های صحرایی ارتش بریتانیا، استانداردهای تازه ای در پرستاری و مهار مرگ ومیر ناشی از عفونت پدید آورد.
گرچه نایتینگل بر بهبود بهداشت ارتش تمرکز داشت و دونان در پی تدوین معاهده ای بین المللی و حقوقی بود، هر دو در مسیر انسانی تر کردن میدان های جنگ گام برداشتند. این دو پویش هم زمان نشان دادند که قرن نوزدهم میلادی سرشروع بیداری وجدان جمعی در برابر فجایع جنگ بود؛ بیداری مؤثری که پایه های طب نظامی و خدمات امدادرسانی مدرن را در سطح جهان پایدار کرد.
پیدایش هلال احمر و توسعه نمادهای بین المللی در جهان اسلام
با ورود فعالیت های کمیته بین المللی به خارج از جغرافیای اروپا، کاربرد نشان صلیب سرخ در سرزمین های اسلامی با چالش های فرهنگی روبه رو شد. در جریان جنگ میان امپراتوری عثمانی و روسیه در سال های 1876 تا 1878 میلادی، دولت عثمانی گفت که ضمن پایبندی کامل به پیمان ژنو، به جای صلیب سرخ از نشان هلال احمر (Red Crescent) بر زمینه سفید استفاده می نماید تا از برداشت های مذهبی جلوگیری گردد.
کمیته بین المللی این تدبیر منطقی را پذیرفت و آن را رسماً در بازبینی های بعدی کنوانسیون ژنو به عنوان نشانی هم ارز ثبت کرد. امروزه جمعیت های هلال احمر در سراسر کشورهای اسلامی شانه به شانه صلیب سرخ به امدادرسانی مشغولند. این انعطاف حقوقی نشان داد که جوهره بنیادین این نهاد، نجات جان انسان ها فراتر از تعلقات مذهبی و قومی است و پاسداری از کرامت آدمی در بحران ها اصل بنیادین به شمار می رود.
پیشنهاد اختصاصی سردبیر (علیرضا مجیدی)
این مقاله مجذوب کننده و جالب بود؟! پس برای خواندن این نوشته های مرتبط کلیک کنید:
- با این برنامه رایگان ناچ بالای صفحه اندروید را به دکمه همه کاره تبدیل کنید
- حقیقتی درباره ارزش غذایی ماهی های آزاد پرورشی که کمتر شنیده اید
- برترین فریم ریت برای گیم چقدر است و از چه عددی به بعد بی فایده می گردد؟
- دو رسانه خبری دیگر از OpenAI و مایکروسافت به علت نقض حق امتیاز شکایت کردند
- حساب های کاربری زامبی چیستند و چرا اطلاعات ورود قدیمی شما دیگر امن نیستند؟
- پاسخ رسمی اوپن ای آی پس از افشای خرابکاری پنهان ایجنت های هوش مصنوعی در یک انجمن اینترنتی